درکه، دو نفر!

 

کوچه باغ های درکه و در این جاست که شما میلاد را به صورت زبانی مورد عنایت قرار می دهید

 

عجب اسم باحالی!

 

در اینجا یاد جوانیتان می افتید و به شدت تن به آب می زنید!

 

میلاد کمی عشقولانه در می کند (شما همچنان مورد عنایتش قرار می دهید)

 

با سه تا بچه باحال رفیق می شوید و هم سفره. روز خوبی را می گذرانید اما باز هم میلاد را مورد عنایت قرار می دهید

 

یکی از بچه باحال ها (مهدی) به شدت مورد عنایت زنبوری که در ایستک مخفی شده بود قرار می گیرد و ادامه ی ماجرا . . .

 

 

از این به بعد یاد بگیرید که اول بیدار شوید و بعد تصمیم بگیرید! و گرنه شلوار دوستتان از پشت پاره می شود و تا خانه کیف شما را به پشت حمل می کند!

 

/ 5 نظر / 33 بازدید
رضا

افرین افرین دست به قلمت خوبه. خط اخر هم خوب بود [نیشخند] باشی موفق و کامیاب

آمد

عکس اخری مور مور کنندست .داری لذت می بری از خوردن یکدفعه ... آخ

شهرزاد

[خنده] درکه و توچال نمیریم سمت عشق و حال نمیریم[نیشخند] میگم که شانس اوردی من اونورا نبودم وگرنه از اون قلیونه چییزی به تو نمیرسید[نیشخند] دست میلاد هم درد ننمااید[گل]

سروش

مرسی از متن جذابت. بسیار هم خوب بود!!