چند ماه پیش شاید فکرش را هم نمی کردیم که اوضاع به گونه ای تغییر کند که همه معادلات افراطی ها بهم بریزد. خود من تا روزهای پایانی مهلت قانونی تبلیغات کاندیداها، یکی از نمایندگان تفکر اصولگرایان را پیروز انتخابات می دانستم!

هیمنطور که به لحظه های سرنوشت ساز نزدیک می شدیم، امید در گوشه و کنار بیشتر رنگ می گرفت.

علی رغم همه تلاش هایی که تا امروز از طرف جریان های اقتدارگرا شده است، هیچ کس نمی تواند نقش اساسی و پر رنگ اعلام حمایت آیت اله هاشمی رفسنجانی، مرد روزهای سخت و سید محمد خاتمی پدر معنوی اطلاحات ایران را در پیروزی دکتر حسن روحانی نا دیده بگیرد.



چه بسا عده ای مانند من فکر می کنند که اگر این اعلام حمایت نبود، شاید نام همان کاندیدای مورد حمایت اصولگرایان که بعضا با نام سرهنگ میشناسیمشان از دل صندوق ها بیرون می آمد.

جدای از شخصیت متین، استوار و تاثیرگذار دکتر حسن روحانی، نمی توان منکر این حقیقت محض شد که حمایت دو شخصیت خاص و بزرگ کشور از ایشان، باعث شد تا امیدی تازه در دل مردم کشورمان جای بگیرد. رای های خاموشی که بیشترشان به دلیل حوادث انتخابات پیشین به نوعی با انتخابات قهر کرده بودند، بیشترشان بیدار شدند تا بار دیگر امیدشان را به صندوق های رای ببندند.

دکتر حسن روحانی کسی بود که بر خلاف خیلی از کاندیداها علاوه بر برنامه های کاری و اجرایی، از امید صحبت می کرد. او خوب می دانست که کشور ما امروز، بیشتر به امید نیاز دارد. امیدی که مردم را در کنار یکدیگر برای سازندگی و اطلاح وضعیت موجود به صف کند. امیدی برای اتحاد دوباره اکثریت مردم که شکافی بس عمیق در آن به وجود آمده بود.

دولت مردان فعلی هر چقدر هم تلاش کنند نمی توانند شکافی را که خود باعثش بودند بپوشانند. شکافی که باعث شد مردم، دولت را برخلاف وعده هایش هر روز دورتر و دست نیافتنی تر به خود ببینند.

آقایانی که روزی مدعی عدالت اجتماعی بودند، خودشان باعث بدترین بی عدالتی ها در حق مردم شدند. اینکه ارزش پول ملی کشور روز به روز کمتر شود، این که کمر مردان خانواده هر روز زیر بار انواع فشارهای اقتصادی و اجتماعی بیشتر خم شود، اینکه آقایان هر چه خواستند با بیت المال بکنند عین بی عدالتی است.

امروز اما می شود امید را در کشور دید. مردم بیشتر با اعتماد سخن می گویند و همه چشم به دولتی دوخته اند که قرار است چهار سال حساس را در کشور ما مدیریت کند.

حالا نوبت قدم بعدی است؛ تدبیر!

حالا نوبت مردی است که با شعار دولت تدبیر و امید وارد میدان شد و همه ی چشم ها منتظر دیدن نتیجه ی اعتمادشان به او هستند.

بگذارید اقتدارگرایان هرچه می خواهند فریاد بزنند و روحانی را مصادره کنند. چه فایده وقتی که تفکر اصلاحات روز به روز بیشتر در ذهن و مهمتر از همه جان و دل مردم جای می گیرد؟

جریان به وجود آمده در کشور دیگر نه فقط در میان یک عده ی خاص، بلکه در میان عمده ی مردم رواج پیدا کرده است و این هدف بزرگ اصلاحات است. پایگاه مردمی اصلاحات محکم تر از آن است که با چند فریاد بتوان آن را متزلزل کرد.

به امید روزهای پر از تلاش برای آبادانی ایران عزیز

توحید قهرمانی